X
تبلیغات
رایتل

تجهیزات فروشگاهی ایران

شش کالایی که باید در فروشگاه خرده فروشی تان عرضه کنید.

«تجهیزات فروشگاهی ایران»- شرکت ریتیل ایران فرمول موفقیت در صنعت خرده‌فروشی این است که تا جایی که می‌توانید فروش داشته باشید، و تا جایی که می‌توانید روی هر کالا سود دریافت کنید. خیلی مشکل به نظر نمی‌رسد، نه؟!
 بسیاری از خرده‌فروش‌ها با این اصل موافقند و بر همین اساس هم فروشگاه‌شان را اداره می‌کنند. اما این بدین معنا نیست که شما هر کالایی را که خودتان فکر می‌کنید برای فروش و بازار مناسب است و هر کالایی که خودتان خوش‌تان می‌آید بفروشید را از تأمین‌کننده یا تولیدکننده خریداری کنید و در فروشگاه‌تان بچینید و روی قیمت خرید آن سود بکشید و بفروشید! یک سری اصول و قوائدی وجود دارد که باید در این رابطه در نظر بگیرید. شش نوع کالایی که در ادامه معرفی خواهیم کرد، به شما کمک می‌کنند که در بازار رقابتی امروز، بتوانید کسب و کار سودآوری را برای خود رقم بزنید.
1. کالای بازارپسند:
چرا مشتری‌ها به فروشگاه شما مراجعه می‌کنند؟ شما چه کالاهای خاصی را عرضه می‌کنید که به مشتری این انگیزه را می‌دهد که دو یا سه فروشگاه مشابه با فروشگاه شما را رد کند و شما را انتخاب کند؟ وقتی کالاهایتان را بر اساس بازار هدف، یعنی نیازهای مشتریان، تعیین کنید، می‌توانید سرآمد رقبای خود باشید. این کالای خاص می‌تواند کالایی باشد که رقبای شما عرضه نکرده‌اند یا اینکه نوع و کیفیت آن بسیار بهتر از نوع و کیفیتی باشد که رقبای شما به مشتریان خود عرضه می‌کنند. در اغلب موارد، این کالا، بطور محدود در بازار موجود است و از این جهت، فروشگاه شما به دلیل عرضه این کالا بر سر زبان‌ها می‌افتد. حتی اگر کالایتان، نوع و کیفیت عادی داشته باشد، باز هم می‌توانید ابتکاراتی به خرج دهید که شما را برجسته‌تر از رقبای‌تان نشان دهد و این بستگی به خودتان دارد.
2. کالاهای خیره‌کننده:
در میان کالاهای فروشی در فروشگاه‌تان، باید تعداد محدودی کالاهای لوکس و به‌اصطلاح باکلاس و پرزرق و برق هم قرار دهید تا بتوانید سطح کالاهای عرضه‌شده در فروشگاه‌تان در نظر مشتری بالا ببرید. برانگیختن تحسین و حیرت مشتری، یکی از آن ابزارهای تبلیغاتی برای فروشگاه است که می‌تواند جایگاه آن را در ذهن مشتری بالا ببرد. معمولاً بهتر است 10 درصد از کالاهای عرضه‌شده در فروشگاه به این نوع کالاها اختصاص یابد. توجه داشته باشید که این کالاهای خاص و گران‌قیمت فروش نخواهند رفت، و از این رو تأکید می‌کنیم که درصد کمی از کالاهای فروشگاه‌تان را به این نوع اختصاص دهید. برای مثال، اگر فروشگاه کفش راه‌اندازی کرده‌اید، می‌توانید حدود 1 درصد از کفش‌ها را از برندهای معروف و گران‌قیمت به نمایش بگذارید. این می‌تواند روی تصویری که مشتری از فروشگاه‌تان در ذهن دارد تأثیر مثبتی بگذارد.
3. کالاهای به‌هم‌مرتبط:
به گزارش ریتیل ایران کالاهای به هم مرتبط از آن جهت اهمیت دارند که معمولا به صورت پکیج‌های تخفیف‌دار عرضه می شوند و وقتی مشتری یکی از آنها را خریداری می‌کند، انگیزه کافی برای خرید سایر لوازم جانبی را نیز خواهد داشت، چون اگر بعدها بخواهد هر یک از لوازم جانبی را بطور جداگانه خریداری کند، برایش بسیار گران تمام می‌شود. برای مثال، وقتی مشتری یک قوطی رنگ خریداری می‌کند، لازم است که قلم‌موی نقاشی، فرچه، پارچه پوشش محافظ، سمباده، رول نقاشی و … را نیز در کنار قوطی رنگ تهیه کند. معمولاً فروشگاه‌ها روی قوطی رنگ (در این مثال) درصد بالایی تخفیف می‌دهند و در عوض سود مناسبی را روی سایر لوازم جانبی همراه رنگ که همراه پکیج به مشتری می‌فروشند دریافت می‌کنند. نکته مهم این‌جاست که پرسنل فروش باید در این رابطه توجیه شده باشند و با سیاست‌های فروش آشنا باشند و تفاوت بین فروش یک قوطی رنگ تخفیف‌دار و یک پکیج شامل آن قوطی رنگ را تشخیص دهند.
4. کالاهای ترافیک‌ساز:
شما چه کالاهایی را در فروشگاه‌تان عرضه می‌کنید تا رفت و آمد مشتریان را در فضای آن افزایش دهید و به اصطلاح رافیک ایجاد کنید؟ از چه کالاها و محرک‌هایی استفاده می‌کنید تا مشتری زمان بیشتری را در فروشگاه شما سپری کند؟ اگر سوپرمارکت دارید، شاید فکر کنید که بهتر است از بن‌های قرعه‌کشی هفتگی و ماهانه استفاده کنید. در هر حال، به نظر می‌رسد که بهترین انگیزه برای رفت و آمد بیشتر به فروشگاه و صرف زمان بیشتر در آن، بستگی به نوع کالاهایی باشد که ارائه می‌کنید. شاید لازم باشد از تابلوها و علائم انگیزشی و جذاب هم برای هدایت نگاه و ذهن مشتری به سمت کالاهایتان استفاده کنید. کالاهای مشتری‌پسند در کنار علائم و تابلوهای بصری محرک می‌توانند ترافیک لازم را در فروشگاه‌تان ایجاد کنند.
5. کالاهای سودآور:
در میان کالاهایی که عرضه می‌کنید، کالاهایی را نیز باید بگنجانید که برایتان سود قابل‌توجهی داشته باشند تا تخفیف‌هایی که بر روی کالاهای دیگر ارائه کرده‌اید جبران شود. البته مشتریان متوجه نمی‌شوند که این کالاها برای شما سود بالایی دارند چون قیمت بالایی ندارند، اما سودی که از آنها عایدتان می‌شود مناسب‌تر است. بنابراین باید در کالاهایی که از تولیدکننده‌ها و تأمین‌کننده‌ها خریداری می‌کنید، درصدی را نیز به این نوع کالاها اختصاص دهید. برای این منظور، می‌توانید روی کالاهای تخفیف‌خورده‌ای که عمده‌فروش‌ها و تولیدکننده‌ها می‌خواهند با قیمت پایین‌تر به‌اصطلاح ”رد کنند“، حساب کنید. روی این کالاها می‌توانید تا 50 درصد یا بیشتر سود کنید. من (نویسنده مطلب) از عمده‌فروش‌ها کفش‌هایی را که روی دست‌شان مانده بود با 50 تا 75 درصد تخفیف خریداری می‌کردم اما با قیمت کامل سایر کفش‌ها می‌فروختم. 

اصول علامت گذاری در فروشگاه های خرده فروشی

«تجهیزات فروشگاهی ایران»-شرکت ریتیل ایران توضیع می دهد که: چرا علائم فروشگاهی به فروش بیشتر منجر می‌شوند؟
محققان بر این عقیده‌اند که امروزه، درک و شناخت مدیران و صاحبان فروشگاه‌های خرده‌فروشی از تبلیغات درون‌فروشگاهی (داخلی)، که به ”علائم فروشگاهی“ موسوم هستند، بسیار ضعیف و نادرست است، ضمن اینکه از این ابزار تبلیغاتی، بسیار کم در جهت افزایش فروش استفاده می‌شود.
 بعلاوه اینکه این علائم فروشگاهی، سریع‌ترین روش برای افزایش فروش در این نوع فروشگاه‌ها هستند، و می‌بینیم که خودِ مشتریان هم از توجه به این علائم خودداری می‌کنند و به اطلاعات مهمی که این علائم در اختیارشان قرار می‌دهند اهمیت زیادی نمی‌دهند. وقتی مدیر یا صاحب فروشگاه خرده‌فروشی به استفاده از ابزار علائم در فضای خود فکر می‌کند، هدف‌اش افزایش فروش است، اما باید توجه داشته باشد که این علائم، انواع و طرح‌های متنوعی دارند و کاربری هر یک در موقعیت‌های مختلف، متفاوت است.
نکته قابل توجه این است که نباید انتظار داشت که روی این علائم، یادداشت‌هایی مانند ”آتیش زدیم به مال‌مون!“ یا ”همه اجناس با 50 درصد تخفیف!“ را ببینیم. بر اساس کتاب پرفروش “علائم می‌فروشند“، علائمی که روی فروش بالا در فروشگاه‌های خرده‌فروشی تأثیر چشمگیر می‌گذارند، الزاماً دربرگیرنده کلمات و جملات نیستند، بلکه طرح‌های گرافیکیِ این علائم است که حس و محرک خاصی را در مشتریان ایجاد می‌کند که به خرید بیشتر ترغیب شوند.
پانزده سال پیش در ایالت ماساچوست امریکا، جشنواره‌ای برای رقابت فروشگاه‌های خرده‌فروشی برتر که از تکنیک‌های خلاقانه برای جذب مشتریان خود استفاده می‌کردند برگزار شد که با اعطای جوایزی به برگزیدگان جشنواره همراه بود. یکی از برندگان این مراسم، مدیر فروشگاه مبلمانی بود که اعتقاد داشت برای ترغیب مشتری و ایجاد انگیزه در او برای خرید هر کالا، باید بین او و آن کالا ارتباط برقرار کرد. بنابراین او در هر یک از بخش‌های فروشگاهش که به محصول خاصی اختصاص داشت، طرح گرافیکی، نقاشی یا طرح دیواری‌ای را نصب می‌کرد و تیپ و ظاهرِ کسانی را در این طرح‌ها به تصویر می‌کشید که آن کالا را خریده‌اند و دارند از آن استفاده می‌کنند و از فواید و مزایای آن بهره‌مند می‌شوند. برای مثال، در بخش فروش مبلمان کودکان، عکس بزرگی روی دیوار نصب شده بود که کودکانی را که این سرویس مبلمان و تخت بچگانه را خریداری کرده و دارند روی آنها بالا و پایین می‌پرند و بازی می‌کنند را به تصویر می‌کشید.
او همین ابتکار را در مورد مبلمان اداری نیز به‌خرج داده بود. علائم تبلیغاتی او در بخش مبمان اداری، تصویری بزرگ از کارمندانی بود که در پشت میز و مبلمان اداری عرضه‌شده در این فروشگاه نشسته بودند و مشغول به کار بودند. علائمی که او برای تبلیغ محصولاتش بکار می‌برد، تابلو نبودند، بلکه طرح‌های گرافیکی بودند که بطور مستقیم به مشتری نمی‌گفتند، ”فروشی“ یا ”حراج“ یا ”لطفا بخرید!“ کاری که این طرح‌های گرافیکی و تصاویر می‌کردند، فقط برقراری همان ارتباط خاص بین مشتری و محصول بود. امروز می‌بینیم که مردم و مشتریان به‌خوبی درک می‌کنند که این تصاویر و طرح‌های گرافیکی، چیزی بیش از یک نشانه ساده هستند. خرده‌فروشان کالاهای خاص، امروز، از ابزار بازاریابی ”آموزش مشتریان“ و در واقع اطلاع‌رسانی به آنها استفاده می‌کنند تا مشتری بتواند خودش را در حال استفاده از آن کالای خاص مجسم کند و احساس مرتبط با آن را تجربه کند.
امروزه بسیاری از فروشگاه‌های خرده‌فروشی نوعی ”دوره آموزشی“ را برای مشتریان‌شان در فروشگاه برگزار می‌کنند. این فروشگاه‌ها با استفاده از علائم ثابت و متحرکی که در مقاط مختلف فضای‌شان نصب شده‌اند، در کوتاه‌ترین زمان ممکن، شاید چند ثانیه، اطلاعات کافی‌ای در حد چند بایت را در اختیار مشتریان خود قرار می‌دهند. این نوع اطلاع‌رسانی در مورد محصولات، فروشگاه را در جایگاه دلخواهش قرار می‌دهد. چه اشکالی دارد که مشتری بتواند با تماشای علائم اطلاع‌رسانی در نقاط مختلف فروشگاه، با کالاهایی که برای فروش عرضه شده‌اند آشنا شود؟
در جشنواره‌ای که در خطوط بالا به آن اشاره کردیم، فروشگاهی شرکت کرده بود که گل و گیاه عرضه می‌کرد. به گفته مدیر این فروشگاه، تنها تابلویی که بیش از سایر تابلوها و علائمی که در داخل و خارج فروشگاه نصب شده بودند برای مشتری ترغیب‌کننده بود، تابلویی بود که روی آن نوشته شده بود، ”ده گیاه برتر برای هوایی پاک‌تر!“
به همین سادگی! مردم به دنبال هوای پاک‌تر و سالم‌تر هستند. بنابراین وقتی چشم‌شان به این نوشته و عکس این گیاهان می‌افتد، تصمیم به خرید می‌گیرند. این مشتریان درباره قیمت این گیاهان سؤالی نمی‌کردند چون تنها چیزی که برایشان اهمیت نداشت قیمت این گیاهان بود، چون چیزی که این مشتریان به دنبالش بودند، هوای پاک‌تر بود. آنها این گیاهان را بخاطر چیزی که بودند و خاصیت و مزیتی که داشتند خریداری می‌کردند، و آنها بر اساس نوشته‌ی روی تابلوی روی کالا متوجه این خاصیتِ آن شده بودند.
کتاب‌های بسیاری درباره تبلیغات، فرهنگ، فروش و بازاریابی تألیف شده‌اند، اما هیچ چیز به اندازه علائم نمی‌تواند نقش محرک تأثیرگذار را برای مشتری ایفا کند. اینکه همواره به دنبال علائمی برای فروشگاه‌تان هستید، دلیل محکمی دارد: چون محرک انگیزشی قدرتمندتری سراغ ندارید! چه علامتی می‌تواند مستقیم روی ذهن مشتری تأثیر بگذارد؟ معلوم است: کلمات. اما وقتی شما از تصاویر و علائمی غیر از حروف استفاده می‌کنید، به محض اینکه چشم مشتری بطور گذرا به آن می‌افتد، انگار که کسی به او حرفی زده باشد، پیامی را در ذهن خود دریافت می‌کند، اما به خاطر نمی‌آورد که کِی و کجا و از سوی چه کسی این پیام را دریافت کرده است.
اهمیت این علائم تصویری تا به آنجاست که همگام با فناوری‌های نوین تصویری، روی نمایشگرهای تبلیغاتی دیجیتال مطالعات بسیاری انجام گرفته است و امروزه می‌بینیم که در بسیاری از فروشگاه‌ها، علائم زنجیروار و به‌هم‌پیوسته از مقابل چشمان مشتریان عبور می‌کنند و ذهن آنها را با تصاویر و علائمی محرک و انگیزشی انباشته می‌کنند. بررسی‌ها حکایت از رشد 20 تا 500 درصدی نرخ فروش در فروشگاه‌هایی دارند که از این علائم و تصاویر تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی دیجیتال در مقابل دیدگان مشتریان استفاده می‌کنند.

البته این فقط ظاهر قضیه است! نمی‌شود از از این نمایشگرهای تبلیغاتی سخن گفت اما از جنبه سرگرم‌کنندگی آنها حرفی نزد. بسیاری از فروشگاه‌ها، علاوه بر پیام‌های تبلیغاتی برای کالاهایشان، تصاویر سرگرم‌کننده‌ای را نیز برای مشتریان خود نمایش می‌دهند تا احساس بهتری در آنها ایجاد کنند. وقتی مشتری حس بهتری در فضای فروشگاه‌تان داشته باشد، وقت بیشتری را در آن سپری خواهد کرد و این یعنی فروش بیشتر! راستی، فضای کسب و کار شما چقدر برای مشتری‌هایتان سرگرم‌کننده و جذاب است؟



 

پرسنل یا فرآیند فروش ، کدام یک مهمتر است

«تجهیزات فروشگاهی ایران»- شرکت ریتیل ایران هر وقت از ما خواسته می‌شود که کسب و کار خرده‌فروشی‌ای را مورد ارزیابی قرار دهیم، به دو بُعد از ساختار تشکیل‌دهنده‌ی آن توجه می‌کنیم: پرسنل و فرآیند کار (بازاریابی، تبلیغات و فروش). پیدا کردن اشکال و عیب‌یابی در هر یک از این دو جنبه از خرده‌فروشی، کار راحتی است.
 با در نظر گرفتن اینکه این دو، به جعبه‌هایی شباهت دارند که تعداد زیادی اجزای ریز و درشت در آنها گنجانده شده است، فرآیند ارزیابی بسیار آسان‌تر می‌شود اگر بتوان این اجزای تشکیل‌دهنده‌ی هر یک از این دو رکن را از هم جدا کرد و بطور جداگانه هر یک را مورد بررسی دقیق قرار داد. تکلیف فرآیند کار برای ارزیابی کسب و کار خرده‌فروشی که روشن است: با مشتری‌ها صحبت می‌کنیم (نظرسنجی میکنیم)، با پرسنل و مدیران فروشگاه نیز مصاحبه می‌کنیم، بازارسنجی می‌کنیم و بعد روی عملکرد هر یک متمرکز می‌شویم.
به گزارش ریتیل ایران کاری که ما در ارزیابی‌مان انجام می‌دهیم فراهم کردن بستر مناسب برای تغییر وضعیت از خوب به عالی است. پرسشی که بزرگان مدیریت کسب و کار می‌پرسند این است، ”آیا افراد کاردان، باتجربه و متخصصی را سوار اتوبوس کسب و کارتان کرده‌اید؟“ در اغلب موارد، به‌ویژه وقتی یک نفر راننده این اتوبوس می‌شود و به عنوان مدیر کارآفرین، برای شروع کار، جذب نیرو می‌کند، مشکل اصلی پرسنل هستند که باعث می‌شوند چرخ‌های این اتوبوس گیر کند و درست نچرخد.
در ابتدای شروع کار فروشگاه خرده‌فروشی، پرسنل مناسب و کارکشته‌ای را استخدام کرده بودید اما اکنون برای بهتر شدن و پیشرفت در بازار رقابتی، نیازمند افراد حرفه‌ای‌تری هستید و این مستلزم آموزش پرسنل (در صورتی که توانایی لازم را داشته باشند) یا تغییر آنها با نیروهای مجرب‌تر و متخصص است. گاهی بسیار مشکل است که به دفتر مدیر کل فروشگاه یا کسب و کاری مراجعه کنید و به عنوان مشاور به او بگویید که شیوه مدیریتی و توانایی و تخصص او، جواب‌گوی نیازهای امروز فروشگاهش نیست!
در میان فروشگاه‌های خرده‌فروشی، قول معروفی هست که می‌گوید، ”گاف‌های پرسنل، پشتِ زرق و برقِ فروش بالا پنهان می‌شود.“ مفهوم این جمله این است که فروش بالا، ملاک و مُهر تأییدی بر عملکرد درست مدیران و پرسنل یک فروشگاه نیست. تا زمانی که فروشگاه دارد می‌فروشد، کسی متوجه نقص‌ها و کاستی‌های مدیریتی و عملکرد نادرست پرسنل نیست، اما تنها هنگامی همه متوجه ریشه‌های پوسیده‌ی مدیریت فروشگاه می‌شوند که دیگر خیلی دیر شده است. حتی وقتی از دید یک متخصص به ساختار مدیریتیِ فروشگاهی که چند میلیارد تومان در سال درآمد دارد نگاه می‌کنیم، حتی در چنین فروشگاه سودآوری هم همان اشتباهاتی را مشاهده می‌کنیم که در فروشگاه‌های کوچک، که دیر یا زود، عواقب مخرب خود را در پیشرفت این فروشگاه‌ها به جا خواهند گذاشت.
در اغلب مواقع پروسه کار فروشگاه به بن‌بست می‌رسد چون قوائد کار و چهارچوب و اصول گرداندن امور فروشگاه توسط مدیران و پرسنل، هیچ‌جا مکتوب و قابل مرور و یادآوری و بروز رسانی نیست. حتی حالا هم که فروشگاه 30 نفر پرنسل دارد، همه چیز درست مثل زمانی اداره می‌شود که فروشگاه در مجموع 3 یا 4 نفر پرنسل داشت. وقتی هیچ فهرست مکتوبی درباره شرح وظایف تک‌تک پرسنل و نحوه انجام کارها تدوین نشده و در اختیار پرسنل قرار نگرفته، چطور انتظار دارید که صرفاً همه چیز شفاهی و غیرمنسجم انجام شود و در عین حال، همه این 30 نفر در کارشان موفق و مؤثر باشند؟
اگر اطمینان دارید که علت اصلی پیش نرفتن کار فروشگاه و درجا زدنِ آن، خود پرسنل هستند، بررسی کنید و ببینید که آیا مشکل از مهارت‌های پرسنل است یا توانمندی‌های آنها؟
منظور از این اشاره این است که گاهی ما با پرسنلی روبرو هستیم که توانمند و باعرضه هستند اما مشکل‌شان کمبود آموزش و بی‌اطلاعی از دانش و مهارت‌های جدید و روزآمد است. بسیاری از پرسنل را می‌توان به الماس‌هایی تراش‌نخورده تشبیه نمود که در ذات خود، افراد ارزشمند و توانمندی هستند و با کمی آموزش و ارائه امکانات لازم به آنها، می‌توان الماس وجودی‌شان را تراش و صیقل داد و کارایی مطلوبی را از آنها دریافت کرد. گاهی مدیران فقط به تجربه این پرسنل تکیه می‌کنند و به‌اشتباه تصور می‌کنند که چون آنها قبلاً در فروشگاه دیگری در این زمینه کار کرده‌اند، پس در فروشگاه جدید و در چهارچوب شرایط جدید هم خواهند توانست عملکرد مطلوبی داشته باشند. این دیدگاه مدیریتی نادرستی است.
پس از خواندن سطرهای فوق، ممکن است بپرسید که چرا از بازاریابی و تبلیغات حرفی نزدیم، چرا که این دو نیز از فاکتورهای تعیین‌کننده در موفقیت و رونق کسب و کار هستند. ما معتقدیم کسب و کار یا فروشگاهی که برای دوام آوردن و موفق شدن، ناچار باشد به بازاریابی و تبلیغات متوسل شود، نمی‌توان چندان روی ماندگاری آن حساب کرد، چرا که شاهد هستیم که هر روز بر مقدار هزینه‌های بازاریابی و تبلیغات افزوده می‌شود و در واقع، این فاکتورها، نتیجه‌ای جز هزینه‌تراشی در شرایط حساس مدیریت فروشگاه ندارند. ما عادت کرده‌ایم که ناکارآمدی و نارسایی‌های زیربنایی فروشگاه خود را در بیرون از چهار دیواری فروشگاه، به گردن عواملی مثل بازاریابی، بازار رقابتی و تبلیغات بیندازیم. اما تحلیل‌ها و مطالعات انجام شده بر روی فروشگاه‌های خرده‌فروشی، مثل سوپرمارکت‌ها و هایپرمارکت‌ها، حکایت از آن دارد که در اغلب موارد، ریشه مشکلات را باید در درون ساختار فروشگاه جستجو نمود.


 

فروشگاه های شرکت ریتیل ایران

«تجهیزات فروشگاهی ایران»- شرکت ریتیل ایران فروشگاه ELEVENTHS

در اواخر سال ۲۰۱۶   AGENCY COSTA  دست به طراحی یک فروشگاه جدید برای برند ELEVEN PARIS زد. هدف اصلی این عملیات نزدیک شدن به سطح جهانی کلکسیون های لباس بود. تلفیق متریال های صنعتی مانند ورق های استیل و سیمان با متریال  های لوکس مانند ورق های مسی ظاهری متفاوت و کنتراستی نوین به این فضا بخشید. به عنوان مثال در بخش صندوق میتوان به یک بلوک متحد با ورق های مسی بر روی ان اشاره کرد که طراحی این فروشگاه را از دیگر فروشگاه های هم سطح متمایز کرده است.





 
ادامه مطلب

افتتاح فروشگاه گل جولیز در چین

«تجهیزات فروشگاهی ایران«- شرکت ریتیل ایران تغییر و تحول در دنیای طراحی نوین به گل فروشی ها نیز راه یافته و گلهای گل فروشی معروف و با سابقه  July’s Flower با طراحی معاصر چین کنار هم قرار گرفتند و فضایی رویایی برای مخاطبین گل ایجاد کردند. 

  نه تنها طراحی داخلی این فضا نشانگر رابطه یک گل فروشی سنتی با فرهنگ معاصر طراحی میباشد بلکه طراحی نما این فضا نیز تاکیدی بر این نکته میباشد. در تضاد با نمای قدیمی محل این فروشگاه یک استیل پولیش شده تمامی توجه رهگذر ها را به خود جلب میکند. استیل های استفاده شده در فروشگاه نور طبیعی و محیطی فروشگاه را به بیرون بازتاب میکنند و مشتریان را به درون فروشگاه دعوت میکنند.




 
ادامه مطلب
1 2 3 >>